خرید بک لینک
دروازه های ذهنم را باز می کنم تو آنجایی همان گوشه ی دیوار کنار سنوبر تنها نشسته ای به آرایش گیسویت

که از رنگین کمان زیباتر است و درازایش را از مشرق و مغرب قلب من کشیده ای

دروازه های دلم باز می شود طناب ماه را می گیرم به گیسویت می رسم

ای دلارا که چنین مشتاقانه چشم مرا به دیدن خود وسوسه می کنی

سرخی گونه های تو شرم کودکی را دارد که چشم باز کرده مادرش را ندیده

شرم گونه هایت را با کدامین ندا سرخ کرده ای که چنین لوند و دلبرانه به رقص درآمده ای

وقتی تو می رقصی ماه انگشت بر دهان ستاره ها را به سکوت می خواند تا بنشیند و تماشایت کند

برچسب: نویسنده: دانیال توکلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 13:59

صفحه بندی