شب بو
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:20
دلت راز شب بوها را در موهای سیاهت ریخته باد که بیاید شهر را نمیتوان جمع کرد امان از باد که چنین حسود است و بی حیا
عشق
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:20
راستی ان که تو را دوست دارد را حتما می شناسی نشانیش را می خواهماول به خاطر تو که زیبایی تحسینش کنمآنگاه به خاطر خود که دور مانده ام از نگاه او را بکشم
نیمه گمشده
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:20
نمیدانم تو من شده ای یا من تونمی دانم من در تو زندگی می کنم یا تو در وجود من هستی تو بهاری که تابستان نیاز دارد من زمستانم که به بهارما نیمه گمشده همیم
زیبایی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:20
آبی چشمانت را نگاه کن ، آبی چشمانت را می گویم نگاه کن نمی توانی نگاه کنی جلوی آینه بایست زیباییت دو چندان می شود . اگر می خواهی هزار آیینه بیاورم تا زیباییت را صد چندان کنی من به چشمان تو که می نگرم خ
آسمان
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 13:59
دروازه های ذهنم را باز می کنم تو آنجایی همان گوشه ی دیوار کنار سنوبر تنها نشسته ای به آرایش گیسویت که از رنگین کمان زیباتر است و درازایش را از مشرق و مغرب قلب من کشیده ایدروازه های دلم باز می شود طناب
پاییز
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 13:59
پاییز را ببین چه آمده است بی تو ، رنگ سرخ شقایق را از دست داده است.پاییز را ببین آمده است بی آنکه نشانی از گل سرخ آورده باشد.زمستان نزدیک است و من واژه هایم از جنت و سستی لبریز است .پاییز را ببین لباس
سیاهی شب
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 13:59
باز این سیاهی شب پیدا شده ، بی ستاره و بی ماه اینجا با تمام لباس هایی که پوشیده اماما هنوز سرد است سردهمچون قلب مجروح عاشقی در بند ، تو در کدام سیاره ی دور نشسته ای و چشمک زنان به آسمان خیره می نگریآ
باد دیوانه
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 13:59
باید بایستم باید صدا کنم باد سرکش دیوانه را تا خوابهای تو را با بوی خوش بهار نارنج آذین کند .بادی که می وزد دیوانه است بی گمان باید صدا کنم آن خاطرات خوش از دست رفته را من بی تو اینجام اما چرا کسی مرا نمیبیند شاید فقط با تو بودن معنای زندگی است .